برنامه ریزی مالی چیست؟ راهکارهایی برای حفظ و رشد کسب و کارها
آیندهنگری و پیشبینی آنچه در آینده اتفاق خواهد افتاد سرنوشت خانوادهها، بنگاههای اقتصادی و کشورها را تعیین میکند. بدون شک، داشتن یک برنامه منسجم برای بلندمدت میتواند کسب و کارها را در برابر ریسکهای سیستماتیک و غیرسیستماتیک مقاومتر کند و به رشد آنها در افقهای زمانی مختلف کمک کند. در حقیقت، فقدان یک برنامهریزی مالی در بلندمدت، یکی از رایجترین دلایل بروز مشکلات مالی برای شرکتها و ناکامی آنها شناخته میشود. در این مقاله به مفهوم برنامهریزی مالی، اجزا و ضرورت های داشتن آن پرداخته خواهد شد.
برنامه ریزی مالی چیست؟
برنامهریزی مالی، ابزاری برای تفکری نظاممند نسبت به آینده و پیشبینی مشکلات احتمالی پیش از وقوع آنهاست. به عبارت دیگر، برنامهریزی مالی تعیینکننده مسیر نیل به اهداف مالی محسوب میشود. بر این اساس، یک برنامه مالی، وظایفی را که یک کسبوکار برای دستیابی به اهداف مالی خویش در آینده میبایست تحقق بخشد، تشریح مینماید. در فرایند برنامهریزی مالی، بسیاری از تصمیماتی که برای تحقق اهداف میبایست اتخاذ گردند، ماهیتی بلندمدت دارند. از آنجا که جهان کنونی با عدماطمینان فراوانی همراه است، اتخاذ این تصمیمات بلندمدت میبایست بسیار پیش از موعد اجرای آنها صورت پذیرد.
به طور مثال، اگر کارآفرینی قصد دارد یک شرکت بیمه برای هلدینگ تحت مالکیت خود در سال ۱۴۰۸ افتتاح کند، باید در سال ۱۴۰۵ با بیمه مرکزی مذاکره کند، با استخدام کارشناسان تحقیق و توسعه تمامی فرصتها، ریسکها، تهدیدات و مزایای تاسیس یک شرکت بیمه را بررسی کند و در نهایت در موعد برنامهریزی شده شرکت بیمه خود را افتتاح کند.
باید به این نکته توجه داشت که برنامه ریزی مالی این امکان را به مدیر مالی و سایر ارکان یک کسب و کار میدهد تا از اتخاذ تصمیمات هیجانی و احساسی دوری کنند. به عنوان نمونه، رشد یکی از مهمترین اهداف مدیریت مالی است، اما رشد سریع بدون داشتن برنامه مالی دقیق میتواند در یک بازار رقابت کامل دردسر ایجاد کند. به طور مثال اگر شما محصول سادهای مانند چاقو تولید کنید و برای ایجاد درآمد بیشتر، با قیمت ارزانتری نسبت به رقبا محصول خود را به فروش برسانید و در صورتی که نرخ یکی از مواد اولیه تولید مانند پلاستیک افزایش پیدا کند، مجبور هستید که قیمت نهایی محصول را افزایش دهید و در انتخابی دیگر باید محصول خود را با همان قیمت سابق، اما با زیان تولید کنید. در نتیجه، میان رشدی که یک شرکت میتواند به آن دست یابد و سیاست مالی شرکت ارتباط مستقیم وجود دارد.
اجزای سیاست مالی برای تدوین برنامه ریزی مالی
مدیریت یک شرکت برای توسعه برنامه مالی خود باید عناصر یا اجزای مشخصی از سیاستهای مالی را مشخص کند که عبارتند از:
-
سرمایه گذاری در دارایی های جدید
سرمایه گذاری در طلا و سایر داراییهای جدید مانند اوراق بهادار از جمله سهام، صندوقهای سرمایهگذاری، املاک و… یکی از سیاستهای مالی بهینه است. بسته به نوع کسب و کار، سرمایهگذاری نیز میتواند متفاوت باشد. به طور مثال یک شرکت تولید لبنیات، میتواند به عنوان سرمایه گذاری جدید، بخشی از سهام یک شرکت تولید افزودنیهای مواد غذایی را خریداری کند تا هزینههای تولید خود را کاهش دهد.
-
مقدار اهرم مالی مورد نیاز
تامین مالی در بستر دریافت وام، انتشار اوراق بدهی، افزودن سهامدار جدید و… یکی از سیاستهای مالی است که در حقیقت میتواند از بدهی به بهترین شکل ممکن استفاده کند و با سرمایهگذاری مناسب، بدهی را تبدیل به سود کند.
-
میزان نقدینگی و سرمایه در گردش مورد نیاز
میزان سرمایه در گردش یکی از مهمترین اهداف یک سیاست مالی خوب و یک برنامه مالی دقیق است. در حقیقت، سرمایه در گردش قلب تپنده یک کسب و کار است.
-
مقدار وجوه نقد مورد نیاز برای پرداخت به سهامداران
میزان پرداخت سود به سهامداران یکی از سیاستهای مالی است که وابستگی بالایی به سودآوری و توانگری مالی کسب و کار دارد.
تصمیمات مدیریت یک کسب و کار در رابطه با موارد چهارگانه فوق، سودآوری شرکت در آینده، نیاز به تامین مالی خارجی و فرصتهای رشد را به طور مستقیم تحت تاثیر قرار میدهد. با این وجود، یک برنامه ریزی مالی دارای ابعاد مهمی است که در ادامه به این ابعاد پرداخته خواهد شد.
ابعاد برنامه ریزی مالی
در اهداف برنامه ریزی مالی، تفکیک دورههای آینده به کوتاهمدت و بلندمدت بسیار مفید است. در حقیقت، مدتزمان مورد نظر در برنامهریزی، افق برنامهریزی یا Planning Horizon است و اولین بعد برنامهریزی مالی تعیین افق برنامهریزی است. برنامهریزی معمولا در دورههای کوتاهمدت (یکساله) و بلندمدت (بیشتر از یک سال) صورت میگیرد. در تدوین یک برنامه مالی، پروژهها و سرمایهگذاریهایی که شرکت قصد اجرای آنها را دارد، با هم ترکیب میشوند تا کل مبلغ مورد نیاز سرمایهگذاری مشخص شود. در حقیقت، پس از تعیین افق برنامهریزی، تجمیع دومین بعد برنامه مالی است که نیازمند اطلاعات درونی بوده و باید در قالب مجموعه فرضیههایی در مورد متغیرهای مهم تهیه شود. به عبارت دیگر، با توجه به اطلاعات موجود باید برای اجرای برنامه مالی در سناریوهای مختلف اقدام به تجزیه و تحلیل کرد.
به طور کلی، میتوان تجزیه و تحلیل وضعیت متغیرهای مختلف از جمله سودآوری، هزینه، میزان فروش و… را در ۳ سناریو بدبینانه، میانه و خوشبینانه تعریف کرد.
-
سناریو بدبینانه
در این سناریو، باید بدبینانهترین مفروضات در مورد محصولات شرکت و وضعیت کلی اقتصاد کلان در نظر گرفته شود. این نوع برنامهریزی، بر توانایی هر یک از بخشها برای مقابله با شرایط بسیار دشوار اقتصادی تاکید دارد و نیازمند جزئیاتی در مورد کاهش هزینهها و حتی تبدیل کردن سرمایهگذاریها مانند سهام، صندوق درآمد ثابت، املاک و… به وجه نقد است. همچنین، انحلال واحدهای زیانده یا تعدیل نیرو میتواند بخشی از این سناریو باشد.
-
سناریو میانه
در این سناریو، وضعیت متغیرهای اقتصاد کلان در حالت عادی قرار دارد. به عبارت دیگر، با توجه به چرخه های کسب و کار وضعیت اقتصاد در حالت رونق یا رکود نیست و روندی میانه را طی میکند.
-
سناریو خوشبینانه
در این شرایط، اقتصاد در حال دورهای رونق و رونق کامل قرار دارد. یعنی، شاخص های اشتغال در بهترین وضعیت خود قرار دارند. در چنین وضعیتی، معمولا کسب و کارها بیش از نیاز خود هزینه میکنند و این هزینهها اگر هدفمند نباشد میتواند در مواقعی که اقتصاد دچار رکود میشود، کسب و کار را با چالشهای هزینهای مواجه کند. بنابراین، بهتر است در این هنگام به سرمایهگذاری در زیرساخت و توسعه محصولات تمرکز کند. همچنین، هزینه برای اهداف بازاریابی نیز میتواند روند تقاضا و شناسایی برند کسب و کار را بهبود بخشد.
مزایای برنامه ریزی مالی
برنامه ریزی مالی این فرصت را برای شرکت پدید میآورد که تا بسیاری از رویدادهای مختلف را به شکلی یکپارچه، ترسیم و با هم مقایسه کند. در برنامهریزی مالی میتوان فرصتهای سرمایهگذاری و انواع روش های تامین مالی را بررسی و اثر هریک از آنها را بر ثروت صاحبان سهام ارزیابی کرد. همچنین، برنامهریزی مالی راهی است برای بررسی این موضوع که آیا اهداف و برنامههایی که برای حوزههای عملیاتی پیشبینی شده، قابل تحقق دارد یا خیر؟. در غالب موارد، اهداف با هم در تضاد هستند و در نتیجه برای تهیه یک برنامه منسجم باید اهداف را تعدیل و اولویتها را مشخص کرد.