منافع اقتصادی صندوق پروژه نیروگاه خورشیدی فارابی
نقش دولتها در توسعه اقتصادی بر هیچکس پوشیده نیست و سیاستهای اقتصادی دولت میتواند باعث پیشرفت فضای کسبوکارهای خصوصی و در نتیجه رشد اقتصادی شود. طی یک دهه گذشته، مساله ناترازی انرژی در ایران تبدیل به یک بحران جدی شده و اصلاحات در مدیریت تولید و مصرف انرژی جایگاه ویژهای در اقتصاد کلان کشور پیدا کرده است. ناترازی شدید برق و شکاف گسترده میان عرضه و تقاضا در برق، ضرورت گذر از تولید برق با منابع تجدید ناپذیر مانند گاز را به سمت تولید برق با منابع تجدیدپذیر مانند انرژی خورشیدی، بادی و آبی را افزایش داده است. صندوق پروژه نیروگاه خورشیدی فارابی راهکاری کمهزینه و سودآور برای تولید برق به شیوه نوین است.
وضعیت برق در ایران
در حال حاضر شکاف میان عرضه و تقاضای برق در کشور به بیش از ۱۶ درصد رسیده است. آمارها نشان میدهد، روند تقاضای برق از سال ۱۳۹۵ تا پایان سال ۱۴۰۲ بهطور میانگین سالانه ۴/۴ درصد رشد پیدا کرده و عرضه برق به طور متوسط سالانه تنها ۲ درصد رشد داشته است. به عبارت دیگر، از سال ۱۳۹۵ تا پایان سال ۱۴۰۲ تقاضای برق در ایران ۳۵ درصد رشد داشته و عرضه آن تنها ۱۵ درصد افزایش داشته است. اختلاف ۲ برابری میان عرضه و تقاضا باعث شده در ۴ سال اخیر قطعی برق در تابستان چرخ صنایع مختلف را از حرکت باز دارد. همچنین، قطعی برق در تابستان زندگی خانوارها را نیز تحت تاثیر قرار داده است. لازم به ذکر است در سال ۱۴۰۳ قطعی برق صنایع و واحدهای مسکونی علاوه بر تابستان، در پاییز و زمستان نیز اتفاق افتاد. در سال ۱۴۰۴ نیز، قطعی برق صنایع و واحدهای مسکونی و تجاری از ابتدای سال یعنی فصل بهار شروع شد و بحرانهایی چون کمآبی، ناترازی سوخت و…. باعث شده تا بخش خصوصی نیز به دنبال راه حلی برای رفع ناترازیها باشد.
عوامل موثر بر ناترازی برق در ایران
عوامل موثر بر ناترازی برق در ایران در درجه اول به عدم مدیریت صحیح منابع انرژی بازمیگردد. در حقیقت، گاز طبیعی ۷۱ درصد از منبع تولید برق در ایران را تشکیل داده و با وجود اینکه ایران دومین منابع طبیعی گاز در جهان را در اختیار دارد، اما با کمبود شدید گاز در فصول سرد سال مواجه است. یکی از مهمترین عوامل ناترازی انرژی در ایران، نظام پرداخت یارانه و قیمتگذاری دستوری منابع طبیعی است. نتیجه هزینه ارزان انرژی در ایران، ناترازی شدید و بحرانی است که در حال حاضر با آن مواجه هستیم. احتمالا بسیاری از مصرفکنندگان قیمت پایین انرژی در ایران را یک مزیت مطلق میپندارند، اما ایران با سهم ۶ درصدی از مصرف گاز طبیعی در جهان، پس از کشورهای آمریکا، روسیه و چین در رتبه چهارم بزرگترین مصرفکننده گاز است. برای درک بهتر اتلاف شدید انرژی در ایران بهتر است نگاهی به برخی از شاخصهای اقتصادی کشورهای مذکور و ایران داشته باشیم.

همانطور که مشاهده میکنید، اندازه اقتصاد ایران از نظر تولید ناخالص داخلی (GDP) تنها ۲۰ درصد از اقتصاد روسیه را شامل میشود، این نسبت برای کشورهای چین و آمریکا به ترتیب ۲ و ۱/۴۶ درصد است. نکته قابل تامل میزان جمعیت ایران در مقایسه با کشورهای مذکور است که با ۸۵/۷ میلیون نفر، پایینترین میزان جمعیت را داشته و در عین حال چهارمین مصرفکننده بزرگ گاز در جهان است. یکی از دلایل ناترازی گاز و به تبعیت از آن برق، الگوی مصرف ناکارآمد منابع و سیاستهای موجود در تولید و مصرف است.
طرح لولهکشی گاز به تمامی نقاط کشور، در کنار پرداخت یارانه باعث اتلاف شدید منابع گازی در ایران شده و در نتیجه شاهد ناترازی شدید گاز در پاییز و زمستان هستیم. از طرفی، مدیریت منابع در برق نیز سیاستی مشابه گاز داشته و سیاست پرداخت یارانههای انرژی موجب ارزان بودن قیمت گاز و برق شده که همین امر اتلاف منابع و ناترازی شدید را به همراه داشته است. لازم به ذکر است، ۲۹ درصد از منابع گاز طبیعی صرف تولید برق میشود.
علاوه بر موارد مذکور، مشکل تامین مالی پروژههای نیروگاهی از دیگر معضلات تولید برق در ایران بوده و با اعمال تحریمهای اقتصادی علیه کشور، شاهد عمق بیشتر ناترازی در برق هستیم.

نمودار فوق نشاندهنده ارتباط نزدیک ناترازی و درآمدهای نفتی کشور بهعنوان بزرگترین منبع درآمد ملی ایران است. همانطور که مشاهده میکنید اختلاف عرضه و تقاضا در سالهای پیش از تحریم (۱۳۹۶-۱۳۹۵) تنها ۱۰۰۰ مگاوات بوده است. در حالی که پس از بازگشت تحریمها (۱۳۹۷) شاهد اوجگیری اختلاف میان عرضه و تقاضای برق هستیم و اختلاف عرضه و تقاضای برق در پایان سال ۱۴۰۲ به ۱۲ هزار مگاوات رسیده است.
در اقتصاد ایران، درآمدهای نفتی مهمترین منبع تامین مالی برای پروژههای بخش عمومی هستند و کاهش شدید درآمدها در مرحله اول باعث متوقف یا کند شدن طرحهای توسعهای شده و در مرحله دوم مانع از ورود تکنولوژیهای جدید و تجهیز نیروگاهها شده است. از سوی دیگر افزایش شدید هزینههای تولید تحت تاثیر افزایش نرخ ارز، دستمزدها و تورم، عامل دیگری جهت کاهش منابع برای تامین مالی طرحهای توسعهای نیروگاههای برق شده است. در نمودار زیر میتوانید ارتباط تورم بهعنوان عامل افزایش هزینهها و ناترازی برق را مشاهده کنید.

نمودار فوق نشان میدهد که در سالهای ۱۳۹۵ و ۱۳۹۶ که نرخ تورم زیر ۱۰ درصد بوده، ناترازی برق هم در حد هزار مگاوات بوده است. اما، با افزایش نرخ تورم پس از سال ۱۳۹۷ و بازگشت تحریمها شاهد رشد شکاف شدید عرضه و تقاضا در برق هستیم. در حقیقت، با افزایش هزینههای تولید، نظام پرداخت یارانه در حوزه انرژی باعث شده هزینههای تولید برق از درآمد تولید بیشتر شده و این امر در کنار تورم بالا، ناترازی را تشدید کرده است.
سرمایه گذاری سبز؛ راه نجات آینده
با وجود شرایط فعلی ناترازی برق در کشور، سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر و پاک مانند احداث نیروگاههای خورشیدی میتواند انقلابی در زمینه تولید برق با هزینهکم و بهرهوری بالا باشد. آمارها نشان میدهد کشورهای عربستان سعودی، امارات و عمان با وجود ذخایر بالای نفت و گاز طبیعی، سرمایهگذاری ویژهای را در انرژیهای پاک و خصوصا احداث نیروگاههای خورشیدی کردهاند. هزینههای راهاندازی نیروگاههای خورشیدی طی یک دهه اخیر به شدت کاهش پیدا کرده و تولید برق توسط نیروگاه خورشیدی برای مصرفکنندگان صنعتی و خانگی بسیار مقرونبهصرفه شده است.
اگر نگاهی به کشورهای همسایه و همجوار ایران داشته باشیم، مشاهده خواهیم کرد که ایران و کشورهای دارای منابع طبیعی نفت و گاز (به جز قطر) سرمایهگذاری مناسبی در بخش انرژی تجدیدپذیر و خصوصا انرژی خورشیدی نداشتهاند. در نتیجه عدم توجه به این بخش، با هزینههای پنهان و بالای تامین انرژی ارزان از منابع طبیعی چون گاز همراه خواهد شد. در جدول زیر سهم تولید برق از انرژی خورشیدی را میتوانید مشاهده کنید.
| نام کشور | سهم انرژی خورشیدی در تولید برق (درصد) |
| پاکستان | 64/5 |
| ارمنستان | 28/2 |
| ترکیه | 21 |
| قطر | 13/1 |
| آذربایجان | 2/8 |
| ایران | 2/6 |
| عراق | 1 |
| روسیه | 0/81 |
جدول فوق رابطه معکوس میان ذخایر نفت و گاز و انرژی تجدیدپذیر را نمایش میدهد. کشورهای پاکستان، ارمنستان و ترکیه دارای منابع طبیعی بسیار کمی در نفت و گاز هستند و همین عامل باعث شده تا با سرعت بیشتری به سمت انرژیهای پاک و خصوصا انرژی خورشیدی حرکت کنند. در نیمه پایین جدول، سهم کشورهای دارای ذخایر عظیم نفت و گاز مانند آذربایجان، ایران، عراق و روسیه از تامین برق توسط انرژی خورشید کمتر از ۵ درصد است. با این وجود، کشوری مانند قطر که در جایگاه سوم در میان بزرگترین کشورهای دارای ذخایر گاز طبیعی قرار دارد، سهم تولید برق از انرژی خورشیدی را به ۱۳ درصد رسانده است که نشان از برنامهریزی دقیق و نگاه توسعهمحور به صنعت برق است.
صندوق پروژه نیروگاه خورشیدی سولار فارابی
گروه مالی فارابی بهزودی اقدام به راهاندازی صندوق پروژه «راهبرد انرژی فردا» با نماد «سولار» و با هدف احداث نیروگاه خورشیدی با مجموع ظرفیت تولید ۴۰ مگاوات برق در سال خواهد کرد. این صندوق از نوع قابلمعامله در بورس (ETF) بوده و در بورس تهران پذیرهنویسی خواهد شد.
صندوق پروژه یا Project Fund نوعی صندوق سرمایهگذاری با هدف تأمین مالی پروژههای خاص است که منابع مالی را از سرمایهگذاران جمعآوری کرده و در اجرای یک پروژه مشخص بهکار میگیرد.
ساز و کار صندوق پروژه بهگونهای طراحی شده که منابع مالی را از طریق بازار سرمایه جذب کرده و صرف اجرای یک پروژه مشخص میکند؛ بهطوریکه ریسکها کنترل شده، بازدهی شفاف و ساختار مالکیت و مدیریتی مشخص باشد.
صندوق پروژه نیروگاه خورشیدی فارابی با هدف راهاندازی، تجهیز و بهرهبردای از دو نیروگاه خورشیدی در شمال استان سیستان و بلوچستان پذیرهنویسی خواهد شد که منابع مالی حاصل از پذیرهنویسی در خدمت ساخت نیروگاههای خورشیدی استفاده میشود.
نیروگاههای مذکور در شهر خاش و شهر مرزی میرجاوه ساخته خواهند شد و تخمین زده میشود هر نیروگاه ظرفیت تولید ۲۰ مگاوات برق در سال را داشته باشد که مجموعا با تولید ۴۰ مگاوات برق در سال، بخشی از تقاضای برق در استان سیستان و بلوچستان را پوشش دهد.
در نمودار زیر میتوان سود خالص پیشبینیشده پروژه را مشاهده کرد:

پیشبینی میشود پروژه نیروگاه خورشیدی فارابی در سال اول از بهرهبرداری ۳٬۷۲۹٬۵۴۷ میلیون ریال سود خالص محقق کند و میانگین رشد سالانه سود خالص ۳۰ درصد تخمین زده میشود.
منافع اقتصادی نیروگاه خورشیدی ۴۰ مگاواتی
ورود بخش خصوصی به صنعت انرژی و خصوصا تولید برق از محل انرژی تجدیدپذیر، میتواند برای اقتصاد کشور امر بسیار مثبتی تلقی شود. ورود بخش خصوصی در تامین مالی، راهاندازی و تولید انرژی سهم تولید ناخالص داخلی (GDP) کشور را افزایش داده و در رشد اقتصادی اثرگذار است. از سوی دیگر، بخش خصوصی میتواند موجب افزایش بهرهوری اقتصادی شود. در حقیقت، یکی از مهمترین مزایای پروژه نیروگاه خورشیدی فارابی، انتخاب استان سیستان و بلوچستان بهعنوان محل احداث نیروگاههاست. موقعیت جغرافیایی و آب و هوایی شمال استان سیستان و بلوچستان باعث میشود تا جذب نور خورشید در حداکثر حالت ممکن محقق شود. در نمودار زیر میتوان وضعیت اشتغال در سیستان و بلوچستان در مقایسه با کل کشور را مشاهده کرد.

آنچه مشخص است، نرخ پایین مشارکت اقتصادی در کل کشور است. نرخ مشارکت اقتصادی یکی از شاخصهای مهم در تحلیل بازار کار و وضعیت اقتصادی یک کشور است. این نرخ نشاندهنده نسبت جمعیت فعال ۱۵ ساله و بیشتر (شاغل و بیکار) به کل جمعیت ۱۵ ساله و بیشتر است. میانگین نرخ مشارکت اقتصادی برای کشورهای در حال توسعه در جهان بین ۴۵ تا ۶۵ درصد است که نرخ مشارکت اقتصادی ایران با وجود بهبود نسبی طی سالهای اخیر، فاصله زیادی با حداقل میزان مطلوب دارد. با در نظر گرفتن موارد فوق، نرخ مشارکت اقتصادی استان سیستان و بلوچستان ۶/۶ درصد از کل کشور کمتر بوده و نرخ بیکاری این استان نیز نزدیک به ۹ درصد است که نشان از وضعیت نهچندان مطلوب وضعیت اشتغال این استان با توجه به ظرفیتهای بالا مانند نزدیکی به مرز پاکستان و سواحل دریای عمان و اقیانوس هند است.
بنابراین راهاندازی نیروگاههای خورشیدی در استان سیستان و بلوچستان میتواند به توسعه اقتصادی، افزایش بهرهوری و ایجاد فرصتهای شغلی و در نتیجه افزایش مشارکت اقتصادی این استان کمک کند.
مزایای تامین مالی از بازار سرمایه
وابستگی اقتصاد ایران به درآمدهای نفتی بر کسی پوشیده نیست و این درآمدها نقش مهمی در تامین مالی پروژههای صنایع مختلف داشته است. با توجه به وضعیت تحریمها و روابط بینالمللی، تامین مالی از محل درآمدهای نفتی و تامین مالی از خارج کشور با چالشهای زیادی مواجه شده است. از سوی دیگر، تامین مالی پروژهها از طریق بانکها نیز علاوه بر پیچیدگیهایی که دارد، با کمبود منابع مواجه است. در حقیقت، تامین مالی از طریق بانکها با توجه به منابع عظیم مالی مورد نیاز برای اجرای طرحهای توسعه، بسیار سخت بوده و میتواند تورمزا باشد. زیرا تامین مالی از طریق بانک میتواند منجر به رشد نقدینگی شده و تورم را تشدید کند. بازار سرمایه برخلاف بازار پول، روشهای متنوعی از تامین مالی را در اختیار پروژهها و بنگاههای اقتصادی قرار میدهد و تامین مالی از آن تورمزا نیست.
صندوق پروژه بهعنوان یک روشی نوین در تامین مالی، امکان مشارکت در سرمایهگذاری و تولید را افزایش میدهد؛ بدون اینکه منابع پولی جدیدی خلق کند. در حقیقت، سرمایههای خرد و کلان در راهاندازی، بهرهبرداری و سود پروژه شریک میشوند و این شراکت به رشد سرمایهگذاری در اقتصاد نیز کمک میکند.
چشمانداز صندوق پروژه نیروگاه خورشیدی سولار فارابی
پروژه نیروگاه خورشیدی راهبرد انرژی فردا با ظرفیت ۴۰ مگاوات، نمادی از تحول اقتصادی و زیستمحیطی در صنعت برق ایران است که بهصورت هوشمندانه به بحران ناترازی برق و چالشهای تأمین مالی پروژههای انرژی پاسخ میدهد. این پروژه نهتنها با استفاده از منابع تجدیدپذیر و پاک، هزینه تولید برق را کاهش میدهد، بلکه نقش مهمی در کاهش اتکا به منابع فسیلی و افزایش بهرهوری انرژی ایفا میکند. ورود بخش خصوصی به این حوزه از طریق مدل صندوق پروژه و تأمین مالی از بازار سرمایه، گامی مهم در توسعه اقتصادی و افزایش مشارکت در سرمایهگذاری محسوب میشود.
از منظر توسعه منطقهای، تمرکز بر استان سیستان و بلوچستان که دارای ظرفیتهای طبیعی و جغرافیایی ممتاز و در عین حال محروم است، ضمن ارتقای اشتغال و مشارکت اقتصادی، فرصت مناسبی برای کاهش شکافهای اقتصادی و اجتماعی ایجاد میکند. این اقدام میتواند الگویی موفق برای سایر مناطق کمتر توسعه یافته کشور باشد.
چشمانداز استراتژیک این پروژه فراتر از تولید برق ارزان و پایدار است؛ این پروژه میتواند بهعنوان نقطه عطفی در تغییر سیاستهای انرژی کشور به سمت توسعه پایدار و اقتصاد سبز محسوب شود و زمینهساز جذب سرمایهگذاریهای بیشتر در انرژیهای تجدیدپذیر باشد. همچنین، با عرضه برق تولیدی در بورس انرژی، شفافیت، کارایی و رقابتپذیری بازار انرژی بهبود یافته و زمینه برای توسعه زیرساختهای هوشمند انرژی فراهم میشود.
در نهایت، استمرار و گسترش چنین پروژههایی، علاوه بر کمک به کاهش ناترازی برق و اتلاف منابع، میتواند در تقویت استقلال اقتصادی، کاهش آسیبپذیری اقتصاد کشور در برابر شوکهای بینالمللی و حفظ محیط زیست، نقش کلیدی ایفا کند؛ بنابراین سرمایهگذاری هدفمند و هوشمند در انرژیهای تجدیدپذیر نهتنها راهکاری اقتصادی، بلکه ضرورتی استراتژیک برای آیندهای پایدارتر و رونق اقتصادی ایران است.