تحلیل ویژه بازار جهانی نفت
اهمیت کشورهای خلیج فارس در تامین انرژی جهان
بازار جهانی نفت و انرژی از روز ۹ اسفند ۱۴۰۴ وارد یک شوک بیسابقه و تاریخی شده است. با وجود اینکه از سال ۱۹۴۵ (پایان جنگ جهانی دوم) منطقه خاورمیانه و خصوصا کشورهای خلیج فارس دچار تغییرات زیادی شدهاند، اما جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، یک جنگ منطقهای را بر کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز تحمیل کرده است. پیش از وقوع جنگ، بازار جهانی نفت با مازاد عرضه روبهرو بود؛ بهطوریکه آژانس بینالمللی انرژی(IEA) در گزارشهای متعددی اعلام کرد که بازار در سال ۲۰۲۶ با مازاد عرضهای در حدود ۷/۳ میلیون بشکه در روز مواجه خواهد شد.
از سوی دیگر پیش از آغاز جنگ، نفت ایران و روسیه به دلیل تحریمهای اتحادیه اروپا و آمریکا، توسط ناوگان سایه و با تخفیف قابلتوجه به چین و هند فروخته میشد. در همین راستا، در ماههای پایانی سال ۲۰۲۵ و تحت تاثیر تهدیدهای تعرفهای ترامپ، خرید نفت روسیه توسط هند متوقف شد. چین نیز بهطور محسوسی خرید نفت از روسیه را کاهش داد. در این بین، تولید و فروش نفت توسط عربستان سعودی بهعنوان بزرگترین صادرکننده نفت جهان، در ماههای پایانی سال 2025 بهطور بیسابقهای افزایش یافت.
بر اساس وضعیت بازار جهانی نفت و بدون در نظر گرفتن تنشهای جدید، اغلب مؤسسات معتبر مالی، قیمت نفت خام برنت در سال ۲۰۲۶ را در بازهای میان ۵۵ تا ۷۰ دلار پیشبینی کرده بودند. با این حال، پس از بروز درگیری و ایجاد اختلال در عبور و مرور نفتکشها از تنگه هرمز، برخی رسانهها و تحلیلگران سناریوهایی با افزایش شدید قیمت مطرح کردهاند؛ بهطوری که از احتمال رسیدن بهای نفت به بیش از ۱۵۰ دلار و حتی تا مرز ۲۰۰ دلار در صورت تداوم بحران و بسته ماندن مسیر تنگه هرمز سخن میگویند. در این شرایط، پرسش اصلی این است که چه عاملی باعث میشود تنش در خلیج فارس تا این حد برای اقتصاد جهانی اهمیت پیدا کند و نگرانیها را به سطحی بیسابقه برساند؟
خلیج فارس؛ قلب تپنده انرژی جهان
از دهه ۱۹۷۰ میلادی به بعد، اهمیت ژئوپلیتیکی خلیج فارس به شکل چشمگیری افزایش یافت. این اهمیت عمدتاً از دو عامل اساسی ناشی میشود: نخست، تمرکز بخش بزرگی از ذخایر و میادین مهم نفتی جهان در کشورهای حاشیه خلیج فارس؛ و دوم، عدم توازن قدرت در منطقه که آن را به یکی از بزرگترین بازارهای خرید تسلیحات پیشرفته در جهان تبدیل کرده است.
با این حال، نقش نفت بهعنوان یک کالای راهبردی پس از جنگ یومکیپور در ۶ اکتبر ۱۹۷۳ بهطور ویژه در اقتصاد جهانی برجسته شد. در جریان این جنگ، سوریه و مصر به اسرائیل حمله کردند و در واکنش به حمایت کشورهای غربی از اسرائیل، برخی کشورهای عربی صادرات نفت به این کشورها را متوقف کردند. این اقدام به وقوع نخستین شوک نفتی در جهان انجامید؛ بهگونهای که قیمت نفت در مدت کوتاهی از حدود ۴ دلار به نزدیک ۱۲ دلار برای هر بشکه افزایش یافت.
یکی از ویژگیهای مهم منطقه خلیج فارس، توزیع نامتوازن قدرت میان کشورهای آن است؛ وضعیتی که باعث میشود بروز بحران در یک کشور یا یک بخش از منطقه، بتواند به سرعت قیمت جهانی نفت را افزایش داده و در نتیجه درآمدهای نفتی سایر کشورهای تولیدکننده را بالا ببرد. برای نمونه، در جریان نخستین شوک نفتی، ایران با اتخاذ موضعی نسبتاً میانهرو توانست از افزایش قیمت نفت بهرهمند شود و در دهه ۱۳۵۰ رشد اقتصادی قابلتوجهی را تجربه کند.
با آغاز جنگ عراق علیه کویت در سال ۱۹۹۰ و سپس سقوط رژیم صدام حسین در سال ۲۰۰۳، رقابتهای سیاسی و امنیتی میان ایران و عربستان سعودی در منطقه تشدید شد. در این میان، قیمت نفت و سیاستهای تولیدی به ابزاری مهم در دست عربستان تبدیل شد تا از طریق آن بر روند رشد اقتصادی و توانمندیهای نظامی ایران اثر بگذارد. از این رو، نفت در خاورمیانه و بهویژه در زیرمنطقه خلیج فارس صرفاً یک کالای اقتصادی یا استراتژیک نیست، بلکه ابزاری مؤثر در رقابتهای ژئوپلیتیکی و افزایش نفوذ منطقهای کشورها محسوب میشود.
در حال حاضر، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت خام در کشورهای ایران، عربستان سعودی، عراق، امارات متحده عربی، قطر، کویت، بحرین و عمان تولید میشود. در سوی دیگر بازار، اقتصادهای بزرگ آسیایی -از جمله چین، هند، ژاپن و کره جنوبی- بزرگترین خریداران این نفت بهشمار میروند و پس از آنها کشورهای اروپایی قرار دارند. به بیان دیگر، بیش از ۴۱ درصد نفت جهان در خاورمیانه تولید و به بازار جهانی انرژی عرضه میشود. در میان کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز عربستان سعودی با حدود ۴۲ درصد، ایران با حدود ۲۲.۵ درصد و عراق با نزدیک به ۱۴ درصد، بیشترین سهم را در صادرات نفت خام منطقه دارند.
به دلیل دسترسی سریع نفتکشها به اقیانوس هند و سپس اقیانوس آرام، تنگه هرمز بهعنوان یکی از مهمترین شاهراههای انتقال انرژی در جهان شناخته میشود و نقش حیاتی در انتقال نفت خلیج فارس به شرق آسیا و سایر نقاط جهان ایفا میکند. در جدول زیر میتوانید میزان صادرات روزانه نفت خام توسط کشورهای خلیج فارس، پیش از جنگ اخیر را مشاهده کنید.

در حدود ۸۰ درصد از واردات نفت آسیا از کشورهای خلیج فارس انجام شده و اروپا نیز تقریبا ۲۵ تا ۳۰ درصد از نفت خود را از این کشورها تامین میکند. در جدول زیر میزان واردات نفت خام توسط غولهای صنعتی اروپا و آسیا قابل مشاهده است.

در همین رابطه، چین و هند بزرگترین مصرفکنندگان انرژی جهان هستند و بهصورت تاریخی بخش عمده نفت خود را از طریق غولهای نفتی خاورمیانه یعنی ایران و عربستان سعودی تامین میکنند. پس از تحریمهای اقتصادی و نفتی علیه ایران، کشورهای ژاپن، کره جنوبی، تایلند و… بهطور ویژه نفت خود را از طریق عربستان و سایر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس تامین میکنند. پیشبینی میشود، چین تا سال ۲۰۳۰ میلادی روزانه بیش از ۲۰ میلیون بشکه نفت وارد کند.
نقش نفت در ادامه و پایان جنگ
در شرایط کنونی، تنگه هرمز و موقعیت ژئوپلیتیکی ویژه ایران موجب شده است که این کشور در جریان جنگ جاری، علاوهبر تأثیرگذاری مستقیم بر قیمت جهانی نفت، امکان افزایش تولید و فروش نفت خود را نیز داشته باشد. در مقابل، کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس -از جمله عربستان سعودی، امارات متحده عربی، بحرین، قطر و کویت- به دلیل پیوندهای امنیتی و نظامی با ایالات متحده، بهطور مستقیم در معرض پیامدهای این درگیری قرار گرفتهاند. در میان این کشورها، تنها عربستان سعودی بهطور محدود و از طریق مسیر دریای سرخ قادر به ادامه صادرات نفت است.
تعطیلی یا اختلال در فعالیتهای اقتصادی این کشورها و احتمال بسته شدن تنگه هرمز، فشارهای اقتصادی قابلتوجهی بر آنها وارد کرده و موجب شده است برخی از این دولتها برای پایان دادن به جنگ، تلاش بیشتری انجام دهند؛ زیرا توقف صادرات نفت میتواند پیامدهای اقتصادی سنگینی برای آنها به همراه داشته باشد.
از سوی دیگر، کشورهای اروپایی که تجربه رکودهای اقتصادی ناشی از بحران انرژی -از شوک نفتی دهه ۱۹۷۰ گرفته تا بحرانهای اقتصادی سالهای ۲۰۱۰، رکود پس از همهگیری کووید‑۱۹ و جنگ روسیه و اوکراین- را در حافظه دارند، تمایلی به ورود به یک دوره رکود جدید ندارند. افزایش قیمت انرژی و فشارهای تورمی ناشی از آن میتواند اقتصادهای اروپایی را با چالشهای جدی مواجه کند؛ از اینرو اروپا نیز در حال افزایش فشارهای سیاسی برای پایان دادن به درگیریهاست.
در همین حال، اقتصادهای صنعتی شرق آسیا و اقیانوسیه نیز وابستگی قابلتوجهی به نفت خلیج فارس دارند. با این وجود، به نظر میرسد چین بتواند در صورت کنترل کامل تنگه هرمز توسط ایران، بخش مهمی از نیازهای نفتی خود را از طریق تعامل با ایران تأمین کند. در کنار آن، روسیه نیز بهعنوان یکی از بازیگران اصلی بازار انرژی، در شرایطی قرار گرفته که امکان افزایش صادرات نفت را -در پی برخی تسهیلها در محدودیتهای تحریمی- بهدست آورده است و کشورهایی مانند هند نیز خرید نفت از روسیه را در سطح گسترده ادامه میدهند.
در این میان، ایالات متحده وابستگی مستقیمی به واردات نفت از خاورمیانه ندارد و بهعنوان یکی از بزرگترین تولیدکنندگان نفت جهان، بخش عمده نیازهای داخلی خود را تامین میکند. در نتیجه، بیشترین فشار ناشی از بحران انرژی متوجه کشورهای اروپایی است. اروپا از یک سو با افزایش قیمت نفت و اختلال در مسیرهای انتقال انرژی -از جمله خطوط لوله گاز از کشورهای حوزه خلیج فارس- روبهرو است و از سوی دیگر، روسیه بهعنوان رقیب ژئوپلیتیکی و تهدید امنیتی اصلی این قاره، همچنان یکی از منابع بالقوه تامین انرژی بهشمار میرود.
با این حال، ادامه جنگ اوکراین بهعنوان مسئلهای حیثیتی و سیاسی برای اتحادیه اروپا و بریتانیا، مانع از آن شده است که این کشورها بهسادگی برای تامین انرژی به روسیه متکی شوند. در چنین شرایطی، تداوم جنگ در خلیج فارس و بسته ماندن تنگه هرمز میتواند اروپا را -در سایه فشارهای اقتصادی و تهدیدات امنیتی روسیه- در معادلات ژئوپلیتیکی گستردهتر، از جمله در موضوعاتی مانند فشارهای آمریکا در پروندههایی نظیر گرینلند، در موقعیتی ضعیفتر قرار دهد.
بنابراین، پایان سریع جنگ میتواند به بازگشت نسبی تعادل در بازار جهانی نفت کمک کند؛ هرچند با توجه به آسیبهای واردشده به زیرساختهای انرژی و کاهش احتمالی ذخایر نفتی، انتظار میرود قیمتها همچنان در محدودهای نسبتاً بالا، یعنی حدود ۸۰ تا ۱۰۰ دلار برای هر بشکه، باقی بمانند.
در مقابل، طولانی شدن این درگیری میتواند پیامدهای ژئوپلیتیکی گستردهتری به همراه داشته باشد. چنین وضعیتی از یک سو ممکن است به رقبای اصلی ایالات متحده، یعنی چین و روسیه، فرصت دهد تا از طریق بهرهبرداری از تحولات بازار انرژی، توان اقتصادی و حتی ظرفیتهای نظامی خود را تقویت کنند. از سوی دیگر، متحدان سنتی آمریکا -از جمله کشورهای اروپایی، ژاپن، کره جنوبی و برخی کشورهای اقیانوسیه- به دلیل فشارهای اقتصادی ناشی از افزایش هزینههای انرژی، با تضعیف نسبی روبهرو خواهند شد. همزمان، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس که در سالهای اخیر بهعنوان شرکای مهم آمریکا در منطقه شناخته میشوند، ممکن است در صورت تداوم بیثباتی و فشارهای اقتصادی، به سمت گسترش همکاریهای اقتصادی و راهبردی با قدرتهای رقیب، بهویژه چین، گرایش بیشتری پیدا کنند.
